تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - رابطه دنیا و آخرت در قرآن
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





رابطه دنیا و آخرت در قرآن

رابطه دنیا و آخرت

ممكن است شخصی در دنیا و آخرت سعادتمند باشد و نیز ممكن است كه در هر دو جهان محروم و از سعادت هر دو عالم بی‌بهره باشد. آیات بسیاری در قرآن داریم كه شاهد بر این مدّعا هستند و بر این حقیقت دلالت می‌كنند كه بهره‌مند شدن از نعمت‌های دنیوی و اخروی و محروم شدن از هر دو و یا بهره‌مند شدن از یكی و محروم شدن از دیگری، هر یك علل و عوامل ویژه و ملاكات خاص خود را دارند. قرآن از كسانی مثل حضرت سلیمان(ع) یاد می‌كند كه هم دنیا را دارند و هم آخرت را و درباره حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید:

"وَآتَیْنَاهُ فِی الْدُّنْیَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِی الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ؛ و اعطا كردیم به وی در دنیا سعادت را و او در آخرت از شایستگان است". (نحل، 122)

چنان‌كه درباره بعضی از مؤمنین می‌فرماید...

برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید:

"فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ؛ پس اعطا كردشان خداوند، پاداش دنیا و نیكی پاداش آخرت را". (آل‌عمران، 148)

و در آیه دیگر باز هم درباره حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید:

"وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ؛ و حقاً كه برگزیدیم وی (حضرت ابراهیم) را در دنیا و او در آخرت از شایستگان است". (بقره، 130)

چنان‌كه از آیات دیگری نیز می‌توان امكان این حقیقت را دریافت كه انسان در هر دو جهان زیانكار و از نعمت‌ها و لذایذ آن دو محروم باشد:

"خَسِرَ الدُّنْیَا وَالآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ؛ در دنیا و آخرت زیان كردند و این زیان آشكار است". (حج، 11)

و نیز در آیه دیگری آمده است كه:

"لهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛ برایشان در دنیا خواری، و برایشان در آخرت عذابی بزرگ است". (بقره، 114)

یعنی آن كسانی كه مردم را از یاد خدا در مساجد بازمی‌دارند و سعی در ویرانی آن‌ها دارند، مشمول خواری دنیا و عذاب بزرگ آخرت هستند. در آیه دیگری چنین آمده است كه:

"لَّهُمْ عَذَابٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِن وَاقٍ؛ برایشان (كسانی كه مردم را از راه خدا بازمی‌دارند) محنتی است در زندگی دنیا و محنت آخرت سخت‌تر است و نیست برایشان از (طرف) خداوند نگهبانی". (رعد، 34)

نقطه اساسی انحراف از این‌جا پیدا می‌شود كه انسان بیش از این حدّ به دنیا توجه كند، نگران آن باشد، بدان دل ببندد، به‌طور مستقل و به خاطر خودش آن را مورد توجه قرار دهد و بدان اهتمام ورزد. چنین نگرش و دلبستگی، نشانه نادانی انسان و تاریكی دل وی خواهد بود؛ چراكه اگر انسان معرفت یابد كه در واقع دنیا جای ماندن نیست، بلكه ماهیّت آن، ماهیت گذر است و ما پیوسته در آن سیر می‌كنیم به سوی جهانی كه در آن ثبات و ابدیت حاكم است، به سوی قرار و زندگی جاودانی و ماندن، جایی كه در ورای آن دیگر جایی نیست برای رفتن، به دنیا دل نخواهد بست.

"وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى؛ و این‌كه (سیر و حركت) به سوی پروردگارت پایان می‌یابد". (نجم، 42)

از سخنان فوق این نتیجه به دست می‌آید كه زندگی در دنیا اشكالی ندارد؛ ولی دلبستگی به آن زیانبار و خطرناك است. در نهج‌البلاغه آمده است كه شخصی در حضور علی(ع) از دنیا مذمّت كرد، آن حضرت خطاب به وی با لحنی تند كه حاكی از مخالفت شدید وی با سخنان مذمّت كننده بود، فرمود: "ثكَلَتْكَ اُمُّكَ! چرا دنیا را مذمّت می‌كنی"، دنیا "متجر اولیاء الله" و محل پرورش و تكامل دوستداران خداوند است. زندگی دنیا مذمّت ندارد؛ بلكه برخورد ما با دنیاست كه می‌تواند صحیح یا غلط باشد؛ ولی از آن‌جا كه متعلّق و موضوع برخورد انسانْ دنیاست، گاهی به تبع رفتار انسان، دنیا نیز مورد مذمّت و نكوهش قرار می‌گیرد؛ مذمتّی كه در اصل به رفتار انسان تعلّق دارد، رفتار اختیاری انسان كه موضوع اخلاق و متعلّق ارزش یا ضد ارزش اخلاقی قرار می‌گیرد. دنیا منهای رفتار انسان، از امور عینی است كه اصولاً نمی‌توانند موضوع اخلاق و ارزش و ضد ارزش قرار بگیرند.

 

قرآن و نكوهش دنیا

در قرآن آیات فراوانی به روشنی حقیقت فوق را گوشزد و بیان می‌كنند كه ریشه بدی دنیا در چیست؛ نظیر این آیه:

"إَنَّ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ * أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ؛ كسانی كه امیدی ندارند به لقای ما، و دل بسته‌اند به زندگی دنیا، و آرامش یافته‌اند به آن، و كسانی كه از آیات ما بی‌خبرند، ایشان جایگاهشان آتش است به سبب آنچه كه عمل می‌كرده‌اند". (یونس،7 ـ 8)

در آیه فوق کسانی كه در دنیا زندگی می‌كنند، می‌خورند و می‌آشامند و تمتّع می‌جویند، مذمّت نشده‌اند؛ بلكه آنان كه به دنیا دل ‌خوش كرده‌اند، بِدان آرامش یافته‌اند، آن را در مقابلِ آخرت برگزیده‌اند، به آن چسبیده‌اند، به چیز دیگری تمایل ندارند و در كنار آن كمبودی احساس نمی‌كنند، مذمّت شده‌اند:

"مِنكُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنكُم مَّن یُرِیدُ الآخِرَةَ؛ بعضی از شما دنیا را می‌جوید و بعضی از شما آخرت را می‌جوید". (آل ‌عمران، 152)

ریشه و اساس صلاح و فساد انسان در همین كلمه "یرید" است:

"تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللّهُ یُرِیدُ الآخِرَةَ؛ (شما) كالای دنیا را دنبال می‌كنید و خداوند آخرت را (برای شما) می‌خواهد". (انفال، 67)

منظور این است كه ارادة شما اصالتاً به دنیا تعلّق دارد؛ زیرا ارادة تبعی دنیا نه‌تنها اشكالی ندارد و با ارادة آخرت در تعارض نیست، بلكه لازم و ضروری نیز هست و بدون آن نمی‌توان به مقصد و هدف اُخروی رسید.

اكنون كه روشن شد سرچشمه مذمّت دنیا كجاست و عیب آن از چه ریشه می‌گیرد، می‌توان گفت كه دنیا و هوای نفس دو حقیقت كاملاً مربوط به هم هستند؛ یعنی دنیا موضوع هوای نفس است، پس دو عامل مستقل به شمار نمی‌روند؛ بلكه خواسته‌ها و تمایلات انسان كه به دنیا به عنوان یك مطلوب اصلی تعلّق دارند به این لحاظ كه خواهشی است در نفس انسان، عنوان "هوای نفس" را به آن می‌دهیم؛ ولی به موضوع و متعلّق آن خواسته‌های نفسانی كه منهای آخرت دنبال می‌شوند می‌گوییم: دنیا، دنیایی مذموم كه انسان را از آخرت بازمی‌دارد. پس "هوای نفس" و "دنیا" به ‌هم مربوطند و دنیا "موضوع" و "متعلّق" "هوای نفس" است.


منبع: موسسه امام خمینی(تعلیم و تربیت اسلامی-استاد عبدالحسین ابراهیمی)

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان