تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - قرآن و فاعلیت انسان
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





قرآن و فاعلیت انسان

انسان‌ها هم انواع فاعلیّت‌ها را در عالم دارند که ما نمی‌خواهیم به همه‌ی آن‌ها بپردازیم؛ بنابراین یکی از آیات را که مربوط به فاعلیّت انسان است، بیان می‌کنیم و آیه‌ای را انتخاب خواهیم کرد که مشکل دو فاعل برای یک فعل را هم حل کند؛ بسیاری از مسائل دیگر نیز در پرتو این‌ آیه قابل حل است. یکی از مطالبی که از آیه برمی‌آید، مربوط به بحث ما است. خدا خطاب به مؤمنان می‌فرماید: با کفار بجنگید تا خدا به دست شما آن‌ها را عذاب کند: "قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدِیكُمْ وَیُخْزِهِمْ". (توبه، 14)

در این‌جا، هم فاعلیّت انسان نسبت به کشتار مشرکان و انهدام و شکست آن‌ها ثابت می‌شود؛ زیرا به مؤمنان می‌گوید که شما باید با مشرکان بجنگید و آن‌ها را شکست دهید...

برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید:

پس شما مؤثرید، در همان حال آن خونی که به دست شما از کفار ریخته می‌شود، عذابی است از سوی خدا که به دست شما برایشان نازل می‌شود. فاعل کشتن شمایید؛ اما خدا آن‌ها را به دست شما عذاب می‌کند؛ این همان فاعلیت طولی است که پیش‌تر گفتیم؛ یعنی هم فاعلیّت خدا است هم فاعلیّت شما. آن در سطحی عالی‌تر و عمیق‌تر، و این در سطحی نازل‌تر و نزدیک‌تر. و به یک معنا می‌توانیم بگوییم فاعل مباشر یا فاعل نزدیک، انسان است و فاعل بعید خداست. گرچه تعبیر خیلی رسا نیست. به هر حال در این آیه، فاعل بودن انسان پذیرفته شده؛ یعنی این انسان است که می‌جنگد و کارزار می‌کند و در همان حال فاعلیّت خدا هم در طول این فاعل تصدیق شده است. پس می‌توان گفت خدا کفار و مشرکان را به دست مؤمنان عذاب کرده است و می‌توان گفت مؤمنان بر کفّار تاختند و آن‌ها را نابود کردند. هم فاعلیّت مؤمنان صحیح است هم فاعلیّت خدا؛ منتها در دو مرحله. خدا تأثیری برای علیّت قرآن در هدایت دل‌های مردم دارد؛ در این‌جا هر دو فاعلیّت در طول هم اثبات می‌شود. این آیه را هم در سوره‌ی مائده ملاحظه بفرمایید: "قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِینٌ یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ؛ از سوی خدا نور و کتاب روشنی به جانب شما آمده است، خدا با این نور دل‌های کسانی را هدایت می‌کند که به دنبال رضای الاهی باشند". (مائده، 15 و 16) قرآن هدایت کننده است؛، امّا چه کسی و با چه شرایطی مشمول این هدایت الاهی می‌باشند؟ اولین شرط این است که دلشان بخواهد که رضای خدا را به دست آورند؛ پس قرآن واسطه و وسیله‌ای است برای هدایت. می‌توان گفت که قرآن هم هدایت‌کننده است و می‌توان گفت خدا به وسیله‌ی قرآن هدایت می‌کند؛ یعنی دو نوع فاعلیّت در طول هم وجود دارد. از جمله‌ی انواع علیّتی که در قرآن بیان شده است و ما اگر خدا نمی‌فرمود حقیقت آن را درست نمی‌توانستیم درک کنیم، رابطه‌ی بین افعال انسانی و پدید آمدن فسادها و بلاها در روی زمین است. البته تا حدودی می‌توانیم بفهمیم که بعضی از افعال بد و بعضی از جنایتها موجب فساد می‌شود؛ جنایت‌های رژیم‌های ستمگر که موجب فسادهایی در جامعه می‌شد، مشهود است و همه می‌فهمند؛ امّا به صورت قانون کلی، هرکار بدی كه انسان انجام دهد، موجب شری در این عالم خواهد شد و فسادی به وجود خواهد آمد. فسادهای خشکی و دریایی و زمینی،‌ معلول کارهای بد انسان‌هاست، این مطلب به صورت كلّی برای ما معلوم نبود. قرآن در سوره‌ی روم می‌فرماید: "ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ؛ فسادی که در خشکی و دریا پدید آمده است، بر اثر کارهایی است که مردم انجام داده‌اند." (روم، 41)

عامل این فساد انسان است، در صورتی که کارهای بدی انجام بدهد. پس علّیت انسان گناهكار برای پیدایش فساد، مورد تصدیق قرآن است و این هم یک نوع علیّت است.

گاهی، افعال بعضی از انسان‌ها علت برای احکام خاصی از طرف خداوند می‌شود و این خیلی عجیب است؛ بعضی از احکامی که بر ملل سابق تشریع شده و احکام سختی است، به عنوان عقوبتی است در برابر اعمال دیگرشان. در مورد بنی‌اسرائیل نمونه‌هایی داریم. خدا خیلی چیزها را بر بنی‌اسرائیل حرام کرد؛ چون اعمال بدی انجام داده بودند و این یک آزمایش الاهی است. از این آیات هم، خیلی چیزها استفاده می‌کنیم؛ گاهی احکام الاهی در مورد بعضی از ملت‌ها به حدّ طاقت‌فرسا، سخت بوده است. و این عقوبت‌ها بر اثر کارهای بد خود آن‌ها پیش می‌آمده و خدا به عنوان عقوبتی آن‌ها را تحت فشار قانونی قرار می‌داده است:

"فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ؛ به سبب ستمی که یهودیان کردند، ما بعضی از طیبات را که قبلاً بر آن‌ها حلال بود، حرام کردیم." (نساء، 160)

پس حتی اعمال انسان می‌تواند در قوانین الاهی اثر بگذارد. این هم یک نوع تأثیر است.

انواع دیگری از علیّت در مورد انسان وجود دارد که باز برای ما ناشناخته است و آن تأثیر افعال خوب انسان در برکات زمین و آسمان است؛ این حقیقتی است که قرآن بر آن تأکید فرموده است:

"وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ؛ اگر مردمِ شهرها و آبادی‌ها، به خدا ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، بی‌گمان برکاتی از آسمان و زمین بر آن‌ها می‌گشودیم و درهای رحمت را به روی آن‌ها باز می‌کردیم" (اعراف، 96) بعد بی‌درنگ می‌فرماید؛ ولی آنها ایمان نیاوردند و راه فساد پیش گرفتند، ما نیز بلاهایی بر آن‌ها نازل کردیم؛ پس اعمال بد انسان موجب فساد، و اعمال خوبْ موجب برکت در زمین می‌شود و برکات آسمان و زمین در اثر اعمال خوب مردم نازل می‌گردد، نوع دیگری از علیّت، بین افعال انسان و امور معنوی است که به خودشان برمی‌گردد. در آیه‌ی قبلی تأثیر افعال خوب را در نعمت‌های مادی دیدیم؛ ولی در این‌جا رابطه افعال خوب انسان را در آثار معنوی که به خود انسان بازمی‌گردد، ملاحظه می‌کنید: "إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ؛ کسانی که ایمان و عمل صالح داشته باشند، خدا به وسیله‌ی ایمانشان آن‌ها را هدایت می‌کند". (یونس، 9) یا به بیانی دیگر، در مقابل ایمانی که آوردند، خدا آن‌ها را هدایت می‌کند؛ یعنی یک نوع هدایت الاهی است که در گرو ایمان و عمل صالح انسان است. اگر انسانی ایمان و عمل صالح داشت، خدا آن هدایت را نصیب او می‌کند، چیزی می‌فهمد، نورانیّتی می‌یابد که دیگران نمی‌فهمند؛ پس همان ایمان و عمل صالح اوست که منشأ هدایت و نور از طرف خدا می‌شود و از این نور و معرفت می‌تواند استفاده کند؛ این هم یک نحو تأثیر است. تأثیر در یک امر معنوی، روحی و قلبی است.

و امّا رابطه‌ی بین افعال انسان و پدیده‌های آخرت که هیچ‌وقت برای ما قابل شناختن نبوده است و اکنون نیز حقیقت آن را درست نمی‌توانیم درک کنیم؛ قرآن می‌فرماید کوچک‌ترین عملی که شما در این عالم انجام دهید، منشأ اثری در جهان بعد خواهد شد. هیچ کاری بی‌تأثیر در زندگی اخروی نخواهد بود؛ چه تأثیری از این عظیم‌تر که یک پدیده‌ی موقت و محدود، اثر جاودانه و ابدی داشته باشد. ما با این نوع علیّت هیچ آشنا نیستیم؛ اما قرآن آن را هم اثبات می‌فرماید. آیات در این زمینه فراوان است؛ یک آیه را به عنوان نمونه ذکر می‌کنیم:

"إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ". (مؤمنون، 111)

کسانی که در دنیا شکیبایی به خرج دادند و حوادث عالم آن‌ها را متزلزل نکرده و از راه حق بازنداشت، روز قیامت خداوند به آن‌ها پاداش می‌دهد و آن پاداش این است که آنها اهل سعادت خواهند بود. "هُمُ الْفائِزُونَ" فوز و سعادت از کسانی است که در این عالم، صبر داشته‌ باشند.

تا این‌جا با نمونه‌های متعددی از انواع علیّت - چه بین پدیده‌های طبیعی و چه بین پدیده‌های جاندار و چه بین اشیای ماورای طبیعی - از نظر قرآن آشنا شدیم و آن ادعایی که کردیم، با ذکر این نمونه‌ها به ثبوت رسید؛ یعنی قرآن اصل علیّت را با وسعتی بیش از آنچه در اندیشه‌ها می‌گذرد، اثبات فرموده است. حتی بین اعمال کوچک که از ما در این عالم سر می‌زند با نتایج و پاداش ابدی آن‌ها رابطه‌ی علیّت برقرار کرده است. بذر عمل را شما یک لحظه افشانید؛ اما درختی می‌روید که تا ابد خواهد بود. پس اصل علیّت به هیچ وجه مورد انکار قرآن نیست؛ بنابراین این‌که چگونه باید هم توحید افعالی و هم اصل علیّت را پذیرفت، جواب همان است که به طور اجمال در بحث قبل عرض کردیم. رابطه، طولی است، دو فاعل است در طول یکدیگر؛ نه فاعلیّت جمعی است که چند نفر با هم یک مجموع واحد را تشکیل دهند و نه فاعلیّت جانشینی و تبادلی است که یا این باشد یا آن؛ بلکه دو فاعل است که هم این است و هم آن؛ جز این‌که هر یک، در یک درجه و در یک سطح و یک مرتبه‌ی خاص قرار دارد.
منبع:  موسسه امام خمینی

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان