تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - موانع بینشی معرفت
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





موانع بینشی معرفت

حس‌‌گرایی

در زمره موانع شناختی‌،‌ حس‌گرایی است كه خودش نوعی تعقّل است؛ گرچه به لحاظ دیگری نیز می‌توان آن را جزء موانع گرایشی به شمار آورد، چنان‌كه از تعبیر حس‌گرایی نیز استفاده می‌شود.

در هر حال، انسان كه در جهان طبیعت زندگی می‌كند، انس زیادی با محسوسات دارد و این انس سبب می‌شود كه در زمینه موضوعات نامحسوس و ماورای محسوسات نیز، از حس استفاده كند و به دنبال امور حسّی بگردد.

در قرآن به آیات و مواردی برمی‌خوریم حاكی از وجود اقوامی كه انبیایی از میانشان مبعوث شدند و ایشان نیز به سوی انبیا گرایش یافتند؛ ولی وقتی كه می‌باید ایمان درستی بیاورند و پایه محكمی برای سیر انسانی خویش بسازند، كوتاه آمدند و از سیر در تعالی انسانی محروم شدند. یكی از این اقوام، بنی‌اسرائیل بودند كه همین كه حضرت موسی (ع) سخن از خدا و قیامت و وحی و این‌گونه حقایق را پیش كشید، در پاسخ به پیامبر خدا گفتند...

"لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً؛ هرگز به تو ایمان نیاوریم، جز آنكه خدای را آشكار ببینیم". (بقره، 55)

و نظیر آن آیه:

"وَقَالَ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْنَا الْمَلاَئِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا". (فرقان، 21)

و این توقع غیر معقول و بی‌جایی بود كه از انس ایشان به محسوسات و نزدیكی‌شان با طبیعت برمی‌خاست و مانعشان می‌شد از اندیشیدن و شناختن صحیح حقایق و معرفت درست خداوند و نهایتاً ایمان به او. آری، این از نوع نقص در شناخت و تعقّل و تفكّر است كه ریشه آن "حس‌گرایی" انسان است.

در این زمینه می‌توان به آیات دیگری نیز اشاره كرد كه دشمنان انبیا تلاش می‌كردند از همین حالت "حس‌گرایی" افراد، برای بازداشتن آنان از تفكّر صحیح استفاده كنند.

دوم، گرایش عملی افراطی ادراكات حسّی است تا آن حد كه از ایفای نقش خود بازماند؛ به این معنا كه این ادراكات حسی به‌جای این‌كه ما را بالا ببرد و به معارف و عقاید صحیح برساند، برعكس، ما را از دست یافتن به آن‌ها بازداشت و مانع شود از این‌كه به طرز صحیح بیندیشیم و به معارف درست برسیم.

تقلید

یكی دیگر از اموری كه مانع تعقّل و كسب معرفت صحیح می‌شود "تقلید" است. افرادی كه گرفتار ضعف و سستی خرد و اندیشه هستند، به‌جای آن‌كه خود بیندیشند و عقل و فكر خود را به گونه‌ای صحیح به كار گیرند، دربست به اعتقاد دیگران اعتماد كرده، معتقدات خود را از ایشان می‌گیرند. طبیعی‌ترین تقلیدهای انسان، تقلیدی است كه افراد از پدران و اجداد خویش و یا یك نسل در یك جامعه از نسل قبل از خود به عمل می‌آورند. در قرآن، در موارد بسیاری با بیانات مختلف از تقلید به عنوان مانع اساسی تعقّل و درك درست مطالب و تحصیل عقاید و معارف صحیح یاد می‌كند كه به برخی از این آیات اشاره می‌كنیم. در یك مورد می‌فرماید:

"أَمْ آتَیْنَاهُمْ كِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ * بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ * وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ * قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَیْهِ آبَاءكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ آیا پیش از این كتابی به ایشان داده بودیم تا (در این اعتقاد باطل) بدان تمسّك جویند؟ (نه) بلكه می‌گفتند: ما پدران خویش بر آیینی یافتیم و ما بر آثار (افكار و رفتار و گفتار) آنان هدایت شده‌ایم و این چنین نفرستادیم پیش از تو در هیچ شهری (رسول) بیم‌دهنده‌ای را جز آن‌كه متنعّمین (و مرفّهین) آن می‌گفتند ما پدرانمان را بر آیینی یافته‌ایم و ما (پیروان) و اقتدا كنندگان آثارشان هستیم. گفت: آیا و اگرچه بیاورم برایتان (چیزی) هدایت كننده‌تر از آنچه كه پدرانتان را بر آن یافته‌اید؟ (در پاسخ) گفتند: ما به آنچه كه شما آورده‌اید كافریم". (زخرف، 20 ـ 23)

همان‌طور كه در بحث حس‌گرایی اشاره كردیم، پرهیز از افراط و تفریط، لازمه زندگی انسانی و رشد آن خواهد بود. نكوهش "تقلید" هرگز به این معنا نیست كه ما در زندگی از هیچ كس بهره فكری نگیریم و همه علوم و عقاید و افكار دیگران را ـ به بهانه طرد تقلید و كسب استقلال ـ زشت باشد یا زیبا، و حق باشد یا باطل، یكباره دور بریزیم.

آنچه را كه قرآن تحت عنوان تقلید، محكوم می‌كند و ما در این‌جا می‌خواهیم آن را توضیح دهیم، آن است كه ما با "تقلید" كوركورانه و چشم وگوش بسته جلو رشد مادّی و معنوی و فكری و عقلانی خویش را بگیریم.

اعتماد به ظن

قرآن كریم، بسیاری از اشكالات مشركین و كفّار را در اعتماد بی‌جا و غیر منطقی بر گمان، تعلیل و ریشه‌یابی می‌كند و آنان را به این لحاظ كه تابع ظنون و اوهام خویش هستند، مورد سرزنش قرار می‌دهد كه در اینجا به نمونه‌هایی چند از آیات اشاره می‌كنیم:

در برخی آیات شرك‌ورزی مشركان را به اعتماد بر گمانْ تعلیل می‌كند و می‌گوید:

أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِی السَّمَاوَات وَمَن فِی الأَرْضِ وَمَا یَتَّبِعُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ؛ (یونس/ 66) آگاه باش كه آنچه كه در آسمان و زمین است از آنِ خداست و آنان كه غیر از خدا را شریكان (او) می‌خوانند، جز از گمان پیروی نكنند و نیستند جز (كسانی كه) تخمین می‌زنند.

و در جای دیگر می‌گوید:

"قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ * وَمَا یَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا؛ بگو آیا از شریكان (مورد اعتقاد) شما كسی هست كه هدایت به سوی حق كند؛ بگو خدا هدایت به سوی حق می‌كند، پس آیا آن كس كه هدایت به سوی حق می‌كند برای پیروی شایسته‌تر است یا كسی كه هدایت نكند، جز آنكه (نخست خود وی) هدایت شود، پس (این) چه (وضعی است كه) برای شما (پیش آمده) است (و در این باره) چگونه قضاوت می‌كنید؟" (یونس، 35 ـ 36)

منظور از اعتماد به ظنّ كه مورد تقبیح قرآن مجید قرار گرفته است، دو چیز خواهد بود: یكی، عبارت است از اعتماد بر اعتقاد خلاف واقع، هرچند اعتقادی جزمی باشد؛ دوم، اعتماد بر اعتقاد غیر جزمی، یعنی ظنّ و گمان هرچند كه مطابق با واقع هم باشد؛ چراكه در مورد نخست، انسان به واقع دست نیافته و به حقیقت نرسیده است، هرچند كه جزم و یقین هم داشته باشد. و در مورد دوم، راه و روش و حالتش نامطمئن بوده و از استحكام لازم برخوردار نیست، ضمانتی برای صحّت ندارد و انسان را به حق نمی‌رساند. انسان عاقل زندگی‌اش را بر حقایق استوار می‌كند، نه بر اوهام و خیالات و به‌ویژه، در مسائل اعتقادی و اصول اساسی جهان‌بینی تأكید بیشتری خواهد بود بر درك قطعی واقعیت‌ها و اعتقاد جزمی بر آن‌ها، یعنی علم كاشف از واقعیت كه از راه منطقی صحیح حاصل می‌شود، راهی كه همه انسان‌ها به مقتضای فطرت انسانی خویش به هنگام كشف حقایق در آن سیر می‌كنند و به مقصد می‌رسند.
منبع: موسسه امام خمینی

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان