تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - معنای مصلحت
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





معنای مصلحت

منظور از مصلحت، این است که فعل به صورتی تحقق یابد که در ظرف خود دارای بهترین کمال متناسب با خودش باشد. گاه ما یک مخلوق را در نظر می‌گیریم، بدون این‌كه روابطش را با اشیای دیگر در نظر بگیریم؛ مثلاً می‌گوییم یک انسان اگر دو چشم داشته باشد، بهتر است تا یک چشم؛ پس مصلحتش این است که دو چشم داشته باشد، راست قامت باشد، دارای عقل باشد و... امّا گاه ما کلّ عالم را با روابطی که با هم دارند در نظر می‌گیریم؛ چون اشیای عالم مادی، جدا و از هم گسسته نیست با هم روابط علّی و معلولی و دیگر روابط خاص خود را دارند؛ بنابراین با توجّه به همه‌ی روابطی که بر عالم ماده حکمفرماست و روابطی که با ماورای عالم مادّه دارد، گاهی مصلحت را نسبت به یک جزء در نظر می‌گیریم و گاهی در رابطه با سایر اجزای عالم؛ این‌جاست که ممکن است کمال یک شیء با کمال شیء دیگر تزاحم پیدا کند.

مثال: مصلحت گوسفند این است که راحت چرا کند و سرش بریده نشود؛ امّا وقتی مصلحت گوسفند را با مصلحت انسان در یک نظام کلّی مقایسه می‌کنیم، جا دارد که گوسفند در مقام تزاحم با انسان، فدای انسان شود، و همین‌طور گندم مصلحتش در انبار ماندن است؛ ولی در مقایسه با مصلحت انسان باید از بین برود.

در این‌جا چه باید کرد؟ آیا می‌شود کاری کرد که هم گوسفند باقی باشد و هم انسان به کمال مناسب برسد؟ خیر. عالم جای تزاحم است. در این‌جا خدا چه می‌کند؟ نظام عالم را طوری قرار می‌دهد که در میدان تزاحم، اکملْ باقی بماند. انسان را طوری بر گوسفند مسلَط می‌کند که بتواند از گوشتش استفاده کند. اگر خدا به جای گوسفندان گرگ خلق کرده بود، طولی نمی‌کشید که همه‌ی انسان‌ها نابود می‌شدند. نظام احسن اقتضا می‌کند انسان طوری باشد که بتواند بر گرگ پیروز شود و هم بتواند گوسفند را اهلی کند.

در این‌جا خواه ناخواه ضربه‌ای به گوسفند می‌خورد. این‌جاست که می‌گوییم شرّ پیدا می‌شود؛ امّا پرسش اساسی این است كه خالق شرّ كیست؟ اگر همه چیز تحت اراده‌ی خداست، پس اراده‌ی خدا به این شرّ هم تعلق گرفته است. پس چگونه گفته‌اند اراده‌ی خدا به شرّ تعلّق نمی‌گیرد؟

به طور خلاصه، پاسخ این است که: اراده گاهی بالذات به چیزی تعلق می‌گیرد و گاهی بالعرض؛ یعنی هدفی که شما در زندگی خود دارید، ابتدائاً انجام یک کاری است؛ ولی آن چیز بدون چیز دیگر ممکن نمی‌گردد، آن چیزی هم که لازمه‌ی هدف اصلی شماست متعلق اراده‌ی شماست؛ ولی بالعرض (امر عدمی را بالعرض و امر وجودی را بالتبع می‌گویند).

وقتی سر گوسفند را برای استفاده از گوشت آن می‌برند، اراده به خوردن گوشت تعلّق می‌گیرد، نه مرگ گوسفند، و مرگ گوسفند اصالتاً مورد اراده نیست؛ ولی بدون آن، هدف اصلی تحقّق نمی‌یابد؛ پس بالعرض اراده به مرگ تعلق گرفته است.

اراده‌ی خدای متعال به وجود انسان و وجود گوسفند تعلق گرفته است؛ امّا ممکن است اصلاً اراده‌ی خدا ایجاد گوسفند برای انسان بوده است؛ یعنی اراده‌ی الاهی بالتبع به خلق گوسفند تعلق گرفته است چنان‌که از آیاتی استظهار می‌شود:

"خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً؛ او خدایی است كه همه‌ی آنچه را (از نعمت‌ها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید." (بقره، 29)

"وَهُوَ الَّذِی خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ...؛ او كسی است كه آسمان‌ها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید؛ و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت؛ (به خاطر این آفرید) تا شما را بیازماید كه كدام‌یك عملتان بهتر است!" (هود، 7)

بنابراین هدف اصلی، انسان است و اراده‌ی فرعی در مورد چیزهایی است که انسان از آن منتفع می‌شود؛ پس معدوم شدن چیزهای دیگر هم متعلق اراده است؛ امّا بالعرض؛ یعنی اراده‌ی الاهی به این تعلق گرفته که انسان از گوشت گوسفند استفاده کند. لازمه‌اش این است که گوسفند بمیرد.

پس شرور، بالذات مورد اراده‌ی الاهی نیست؛ بلکه بالعرض و بالتبع است. این نقص‌ها که در گوشه‌های عالم هست (مثل زلزله، کشته شدن افراد، سیل، مرگ و میر، تصادفات و ...) همه‌ی این‌ها متعلق اراده‌ی خدا هست؛ اما بالتّبع. آنچه متعلق ذاتی و اصلی اراده‌ی خداست، کمالاتی است که از این عالم به‌وجود می‌آید.

اگر دقت بیشتری کنیم، درمی‌یابیم که اراده‌ی خدا به خلقت انسان‌ها هم در یک سطح تعلق نگرفته است؛ چون انسان‌هایی هستند که خودشان، خود را بدبخت می‌کنند و مستوجب عذاب الاهی می‌شوند. خدا کسی را برای عذاب کردن نیافریده؛ بلكه اراده‌ی الاهی تعلق گرفته است که انسان‌هایی خلق شوند که با اراده‌ی خود به کمال برسند؛ امّا سایر افراد، بالتبع مورد اراده‌ی الاهی قرار گرفته‌اند.

 منبع:  موسسه امام خمینی

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان