تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - پاسخ به نمونه های ادعایی در مورد قرآن
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





پاسخ به نمونه های ادعایی در مورد قرآن

برای اثبات این نظر مثال‌هایی از قرآن كریم نیز شاهد آورده شده است كه برخی از آن‌ها مربوط به عنایت قرآن به فضای حاكم و استفاده از قالب‌های زبانی و تشبیهات معهود و واژگان دخیل می‌باشد. چنان‌كه در دیدگاه بیان شد، این موارد را می‌پذیریم؛ ولی شاهد بر مدعای آنان نیست. بعضی دیگر از این نمونه‌ها عبارت است از:

نمونه اول

 انعكاس پاره‌ای نظریه‌های نادرست علمی در قرآن كریم؛ مانند نظریه هیئت بطلمیوسی؛ یعنی اعتقاد به ایستایی زمین و حركت خورشید. در آیات متعددی نیز به هفت بودن تعداد آسمان‌ها اشاره شده است؛ مانند:

فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ (بقره، 29) سپس به [آفرینش] آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار كرد.

جواب

اولاً، تطبیق آیات قرآن بر هیئت بطلمیوسی و نظایر آن، خطای مفسران در تطبیق است، نه بیان صریح قرآنی تا شاهدی بر مدعای طرفداران این نظریه باشد. به عنوان مثال، آنچه در آیات آمده، وجود هفت آسمان - بر فرض آن‌که مراد عدد هفت باشد - است؛ اما دیگر خصوصیات ذکر شده در هیئت بطلمیوسی در آیات نیامده یا بیان روشنی در خصوص آن‌ها وجود ندارد؛

ثانیاً، ممكن است مراد از كلمه «سبع»، بیان كثرت (تعداد زیادی آسمان) باشد؛ چنان‌که ممکن است مراد از «سماء» آسمان مادی نباشد.

نمونه دوم

 با این‌كه دیوانگی یك بیماری است، ولی قرآن آن را بر اساس فرهنگ غلط زمان صدر اسلام به عنوان «كسی كه در اثر لمس شیطان دیوانه شده» بیان می‌كند:

الّذینَ یَأكْلُوُنَ الرِّبَا لاَیَقُومُونَ اِلاَّ كَمَایَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیطَانُ مِنَ المَسِّ (بقره، 275) كسانی كه ربا میخورند، برنخیزند جز مانند آنكه به واسطه لمس شیطان دیوانه شده است.

جواب

اولاً، بدون شك دانش تجربی در كشف روابط بین پدیده‌های طبیعی به پیشرفت روز افزون و موفقیت‌های تحسین‌برانگیز دست یافته است؛ لكن چنان‌كه دانشمندان بزرگ اعتراف دارند، واقعیت این است كه بشر نتوانسته با بهره‌گیری از دانش تجربی خویش به شناخت دقیق و كاملی از جهان و روابط بین اجزای مختلف آن - به‌ویژه شناخت رفتار های انسان و عوامل ‌آن – برسد؛ زیرا قلمرو شناخت عادی انسان، بسیار محدود بوده و معلومات آن نسبت به مجهولاتش بسیار اندك است:

و ما اوتیتم من العلم الاّ قلیلاً  (اسراء، 85) به شما از دانش جز اندكی داده نشده است.

دانش تجربی با این ویژگی تجربی، تنها می تواند درباره مؤثر بودن یك امری در امر دیگری قضاوت كند؛ مثلاً بگوید: فلان عامل مادی در دیوانگی انسان مؤثر است؛ اما حق ندارد بگوید: عامل دیگری در دیوانگی انسان مؤثر نیست؛ بنابر این هیچ بعید نیست كه در برخی از جنون‌ها، عامل غیبی نیز مؤثر باشد. علامه طباطبایی در این باره می‌فرماید:


آیه شریفه دلالت دارد بر اینكه ... كه بعضی از دیوانگیها در اثر مس جن كه ابلیس هم فردی از جن است، رخ میدهد.

ثانیاً، گزاره‌های تجربی به لحاظ نظری ارزش یقینی ندارد. پوپر، یكی از دانشمندان مشهور غرب مشاهده را منبع معرفت نمی‌داند. نیز برخی از مدافعان ناسازگاری ظاهر آیه با دانش تجربی بشری اذعان دارد كه «تاكنون یك قانون علمی صددرصد دقیق و غیر تقریبی به چنگ تجربه نیامده است».درست یا نادرست بودن این بیان‌ها، مطلب دیگری است؛ ولی سخن در این است كه نمی‌توان با این دید نسبت به یافته‌های تجربی آن را ملاك و معیار تفسیر قرآن قرار داد؛ بنابراین تعارض گزاره‏های دانش تجربی با بعضی از گزاره‏های قرآن (مانند این آیه شریفه) دلیل نمی‌شود كه آن را حاكی از عقاید باطل جاهلی بدانیم.

نمونه سوم

امضای برخی مقررات و احكام موجود در جامعه كه تأییدی بر فرهنگ و مقررات آن روز عرب بوده و با تحوّل شرایط زمان و مكان، ممكن است حتی در چشم معتقدان به قرآن، موضوعیت عملی خود را در آن قالب خاص از دست بدهد؛ مانند تازیانه زدن و سنگ‌سار كردن بزه‌كاران، قوّامیت مرد بر زن، تعدّد زوجات، حجاب به شكل خاص آن و حرمت بهره وام؛ بنابراین اگر قرآن امروز نازل می‌شد، آداب و رسوم و قواعد مفید و مؤثر امروزی را امضا و تأیید می‌كرد... .

جواب

 وجود پاره‌ای احكام امضایی در قرآن كریم، به معنای پذیرش عقاید خرافی مردم عرب نیست؛ بلكه انعكاس آن‌ها در قرآن كریم با انتخاب عناصر صحیح فرهنگی جامعه است كه بیشتر، از زمان انبیای گذشته در میان آنان بر جای مانده است.

نتیجه

همان‏گونه كه ذكر شد، قرآن كریم پیش از نزول، نزد خداوند معیّن و مشخص بوده و هنگام نزول نیز استقلال داشته و فرهنگ غلط زمانه در آن منعكس نشده و از امور انسانی نیز تأثیر نپذیرفته است. قرآن كریم به برخی امور انسانی عنایت داشته و از آن‌ها استفاده و به‏گزینی كرده است؛ مثلاً به زبان قوم نازل شده و از برخی مثال‏ها، تعبیرات، استعارات، كنایات و لغات دخیلِ رایج در بین مردم بهره جسته و مصلحت مخاطبان را رعایت نموده است؛ بنابراین هیچ باطل و خلاف واقعی در آنان راه نیافته است، و این امر باید یكی از مبانی تفسیر به‌شمار آید و در عمل تفسیر بدان توجه شود. بر این اساس هر فهمی كه وجود مطلب خلاف واقع در قرآن را مفروض گیرد، نادرست است.

منبع:  موسسه امام خمینی

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان