تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - هدف آفرینش انسان
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





هدف آفرینش انسان

یکی از موجوداتی که ممکن است در این عالم به وجود آید، انسان است که تا آن‌جا که ما سراغ داریم و از آیات و روایات استفاده می‌توان کرد، کامل‌ترین موجودی است که خدا در عالم مادّه خلق کرده است؛ اما این پرسش كه آیا خدا موجود مادّی مختار دیگری خلق کرده است یا نه، فی‌الجمله پاسخ مثبت است؛ زیرا جن هم با انسان در این خصلت‌ها فی‌الجمله شریک است. بنا بر آنچه از ظواهر آیات استفاده می‌توان کرد، جن موجودی است مادّی، از نار مادّی خلق شده و دارای تکلیف است. جن مؤمن، کافر، مطیع و عاصی داریم و ابلیس از جنّیانی است که به خدای متعال کفر ورزید. به هر حال، جنّ هم بنا بر ظاهر برخی آیات، با انسان در تکلیف شریک است؛ لذا در بسیاری از موارد قرآن خطاب، متوجه جنّ و انس با هم است:

"فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ؛ پس كدامین نعمت‌های پروردگارتان را تكذیب می‌كنید (شما ای گروه جن و انس)؟!" (الرحمن، 16)

این ضمیر تثنیه خطاب به جنّ و انسان است: "یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ..." (الرحمن، 33) و آیاتی هم هست که از جن و انس در روز قیامت سؤال می‌شود:

"یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ یَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنْكُمْ ...؛ ای گروه جن و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند." (انعام، 130)

به حسب ظاهر - بلکه صریح این آیات - جنّ هم موجودی مادّی و شریک انسان در تکلیف است و چه بسا بتوان استفاده کرد که انسان به‌طور کلّی از جنّ شریف‌تر است؛ پس در عالمی که ما می‌شناسیم - بنا بر ظواهر قرآن و روایات - انسان کامل‌ترین موجود است؛ لذا می‌گویند اشرف مخلوقات؛ البته همه‌ی انسان‌ها در یک سطح نیستند و بعضی از آن‌ها از حیوانات هم پست‌ترند: "أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ" (اعراف، 179) و بعضی به مرتبه‌ای می‌رسند که از ملائکه بالاتر می‌روند و لیاقتی پیدا می‌کنند که ملائکه بر آنان سجده کنند یا ملائکه خادم آن‌ها شوند، چه در این عالم - چنانكه به پیامبر اکرم(ص) و ائمه‌ی اطهار(ع) خدمت می‌کردند - و چه در عالم دیگر؛ چنانكه ملائکه در بهشت به مؤمنین خدمت می‌کنند.

این خصیصه که انسان بتواند با اختیار خود آن قدر خود را پست کند که از حیوانات هم پست‌تر شود و آن‌قدر ترقّی کند که از ملائکه بالاتر رود؛‌ مخصوص موجودی است که در عالم مادّه زندگی می‌کند؛ یعنی باید در او تحول و تغییر پیدا شود، یا ترقّی کند یا انحطاط، قابل هر دو باشد. این موجود با این خصایص در عالم مجردات جایی ندارد؛ زیرا آن‌جا عالم ثَبات است، تحول راه ندارد؛ بنابراین برای این‌که این چنین موجودی آفریده شود و دارای این خصایص باشد، باید عالم مادّه‌ای وجود داشته باشد؛ پس می‌توان حدس زد که عالم مادّه، مقدّمه‌ی پیدایش انسان یا موجودی شبیه انسان است، حال کامل‌تر یا نازل‌تر.

در بین موجوداتی که ما می‌شناسیم، زمین و آسمان مقدّمه‌ی خلقت انسان است. حال اگر دلیل قطعی وجود یابد بر این‌که موجود کامل‌تری می‌آید یا در کُرات دیگر هست یا قبلاً بوده است،‌ منافاتی ندارد؛ همچنان‌که خلقت جنّ هم با انسان منافاتی ندارد.

اینك بار دیگر به بیان هدف خلقت از نظر قرآن می‌پردازیم:

"وَهُوَ الَّذِی خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ...؛ او كسی است كه آسمان‌ها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید؛ و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت؛ (به خاطر این آفرید) تا شما را بیازماید كه كدام‌یك عملتان بهتر است." (هود،7)

از این آیه استفاده می‌شود که ایجاد جهان مادّه که یک ایجاد تدریجی است و به تعبیر قرآن در شش روز انجام گرفته است، مقدمه‌ای بود برای پیدایش موجودی که تدریجاً تکامل پیدا کند و قابل انحطاط و ترقی باشد، و بدین تعبیر می‌فرماید: "تا شما را بیازماید که کدام‌یک نیکوکارترید" در این‌جا ایجازی در کلام است: آسمان و زمین را آفرید تا شما به‌وجود آیید و شما را آفرید تا در بوته‌ی آزمایش قرار گیرید، تا راه خوب و بد را به شما نشان دهد و راه خوب را انتخاب کنید. (البته چون لفظ تکامل معانی متعددی دارد، بد نیست اشاره کنیم که منظور تكامل اختیاری و رسیدن به کمال نهایی، یعنی قرب الاهی است، نه تکامل داروینی و مانند آن).

اما آیات قرآن در زمینه‌ی بیان آفرینش جهان و انسان، همه به یک تعبیر نیست؛ از جمله در مقام بیان هدف از آفرینش انسان و جنّ می‌فرماید:

"وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای این‌كه عبادتم كنند." (الذاریات، 56)

این همراهی جنّ و انس، مؤید این است که این دو در تکلیف و اختیار مشترکند، نمی‌فرماید "وَما خَلَقَ الْمَلائِکَةَ" و می‌توان چنین برداشت کرد که با این‌که ملائکه عبادت می‌کنند؛ ولی عبادتی غیر از تكلیفی است كه انسان و جنّ انجام می‌دهند و موجب تكامل ایشان می‌شود. تعبیر دیگر در مورد آفرینش مرگ و زندگی:

"الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً...؛ خدا مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام نیکوکارترید." (ملک، 2)

ولی این‌که منظور از مرگ و زندگی چیست؟ نظرهای مختلف داده‌اند که ذکر آن‌ها طولانی می‌گردد؛ آیا مرگ و زندگی انسان است یا آفرینش موجودات بی‌جان و جاندار و ... .

در این‌جا باز هدف از خلقت (خلقت مرگ و زندگی انسان یا مطلق جهان) آزمایش انسان است: "لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ ..." مشابه این مضمون درباره‌ی آفرینش موجودات زمینی وجود دارد: "إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأَرْضِ زِینَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛ آنچه را روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم تا شما انسان‌ها را بیازماییم که کدام‌یک نیکوکارترید." (کهف، 7)

در آیه‌ی قبل، اصل زمین و آسمان را می‌فرمود، در این‌جا محصولات زمین و موجودات زمینی را ذکر می‌کند؛ مثل درختان و باغات و حیوانات و ... . زینت، چیزی است که موجب زیبایی چیز دیگر شود. زمین صرف‌نظر از گیاهان و حیوانات، چندان جذّابیتی ندارد، روح انسان را به خود جذب نمی‌کند؛ اما این مخلوقات گوناگون روی زمین توجه انسان را جلب می‌کند، چرا این‌ها را خلق کردیم؟ تا شما را بیازماییم؛ پس خلق این‌ها، مقدّمه‌ای است که انسان به مرحله‌ی آزمایش درآید، جاذبه‌ها او را به طرف خود بکشند تا یک‌طرف را انتخاب کند. اگر این‌ها نباشد، آزمایشگاه ناقص خواهد بود. زمینْ آزمایشگاهِ انسان است، در صورتی قابل استفاده كامل است که همه گونه وسیله‌ی آزمایش فراهم باشد. خدا این کارها را کرده است تا انسان‌ها را بیازماید که به چه چیز جذب می‌شوند: خدا یا دنیا.

"مِنْكُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنْكُم مَّن یُرِیدُ الآخِرَةَ؛ بعضی از شما، خواهان دنیا بودند و بعضی خواهان آخرت." (آل‌عمران، 152)

آیه‌ی دیگر:

"وَلاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ ...؛ آن‌ها همواره مختلفند، مگر كسی را كه پروردگارت رحم كند! و برای همین (پذیرش رحمت) آن‌ها را آفرید." (هود، 119 ـ 118)

قبلاً اشاره كردیم که درباره‌ی "لِذلَِکَ" دو احتمال هست: 1. للاختلاف (برای اختلاف)؛ 2. للرحمة (برای رحمت).

به هرحال می‌دانیم که انسان در این دنیا باقی نخواهد ماند؛ بلکه زنده بودن و زندگی کردن انسان در این جهان، دوران موقتی است که در این دوران باید آزمایش دهد و از این پس وارد مرحله‌ای دیگر از حیات شود تا نتایج آزمایش معلوم گردد. در آن جهان، آزمایش، تجدیدی ندارد؛ هر کس وارد آن عالم شد، به نتایج قطعی می‌رسد و هر چه بگوید: "رَبِّ ارْجِعُونِ...". (مؤمنون، 99) جواب می‌گویند: "کَلاّ...".

باز به نحوی از آیات استفاده می‌شود که وقتی انسان وارد عالم آخرت شد، امکان تدارک گذشته نیست و آن‌ها که آرزو می‌کنند که گذشته‌های تاریکشان را جبران کنند، تقاضایشان این است که به دنیا برگردند؛ زیرا برایشان روشن است که آن‌جا جای تدارک نیست: "رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ". (سجده، 12)

نمی‌گویند مهلت بدهید همان‌جا کار شایسته بکنیم، می‌دانند آن نشئه، نشئه‌ی اختیار نیست، آنجا دوراهی نیست، حرکت به سوی بهشت و جهنم قهری و بدون انحراف است؛ لذا می‌گویند ما را به عالم اختیار برگردانید که دوراهی وجود داشته باشد؛ پس آن تکاملی که در اثر اعمال اختیاری حاصل می‌شود منحصر به این عالم است: "وَاِنَّ الْیوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ وَغَداً حِسابٌ وَلا عَمَلَ" اگر کسانی در آن‌جا هم عبادت می‌کنند، از سنخ عبادت ملائکه است، عبادت برای نتایج و به عنوان تکلیف نیست. روایاتی داریم که بعضی مؤمنین روز قیامت در بهشت از عبادت خدا لذت می‌برند؛ اما آن‌جا عبادت وسیله‌ی تکامل نیست، عین کمال است.

به هر حال آن عملی که موجب تکامل و یا موجب انحطاط می‌شود، عمل اختیاری در این عالم است - این نوع اختیار در آن عالم نیست؛ لذا بساط تکلیف هم در آن‌جا برچیده می‌شود؛ پس این عالم جای آزمایش و جای تکلیف است.

بنابراین می‌توانیم بگوییم هدف آفرینش انسان در این جهان، این است که‌ آزمایش شود؛ چون این جهان، جای آزمایش است.

منبع:  موسسه امام خمینی

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان