تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - هدف خداوند از آزمایش انسان
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





هدف خداوند از آزمایش انسان

خوب، چرا سنگ و درخت برای آزمایش آفریده نشدند؟ چون موضوع آزمایش در آن‌ها متحقّق نیست. كسی را آزمایش می‌كنند كه دارای شعور و اختیار است و باید کارهایی را انجام دهد و کارهایی را ترک کند؛ برای این‌که روشن شود کدام را انجام می‌دهد. زمینه‌ای مهیّا می‌كنند تا یکی را انتخاب کند و نیّتش را به عمل آورد؛ مثلاً اگر کارمند امینی لازم است کارهایی در اختیار او می‌گذاریم تا ببینیم امانتداری می‌کند یا نه، باید به او میدان داد تا بتواند دو کار متضاد انجام دهد و یکی را انتخاب کند. البته منظور ما در این‌جا از آزمایش، رفع جهل از خودمان است، یا مثلاً معلّمی شاگردش را آزمایش می‌کند ببیند درس خوانده یا نه که گاهی برای رفع جهل از خود و گاهی به خاطر این است که سندی داشته باشد که اگر اعتراض کرد، به او بگوید این ورقه‌ی امتحان است.

پس اصل آزمایش، عبارت است از فراهم کردن زمینه‌ای برای کار اختیاریِ شخص تا آنچه را پنهان دارد، آشکار کند یا استعدادش را به فعلیت برساند. در آزمایشگاه شیمی اعمالی انجام می‌شود تا معلوم شود از ترکیباتِ مختلف چه آثاری به دست می‌آید، استعدادها به ظهور برسد و جهل مرتفع شود.

البته خدای متعال برای رفع جهلْ آزمایش نمی‌کند، خداوند به آن چه بوده، هست و خواهد بود، علم دارد. به گذشته و آینده، ظاهر و باطن به‌طور یکسان احاطه دارد:

- "إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ خدا از (اسرار) درون سینه‌ها آگاه است"؛ (آل عمران، 119؛ مائده، 7 و لقمان، 23)

- "یَعْلَمُ خَائِنَةَ الأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ؛ او چشم‌هایی را كه به خیانت می‌گردد و آنچه را سینه‌ها پنهان می‌دارند، می‌داند." (غافر (مؤمن)، 19)

پس اگر انسان را می‌آزماید، برای رفع جهل نیست؛ بلکه هدفْ فراهم کردن زمینه‌ای است برای به فعلیت رسیدن استعدادهای نهانی انسان در میدان اختیار.

بنابراین آزمایش كردنِ انسان، مقتضی این است که وسایلی فراهم کند تا انسان، سر دوراهی قرار گیرد و آنچه در نهانش هست به ظهور، و استعدادش به فعلیت برسد.

پس، آزمایش هیچ‌وقت هدف نهایی نیست یا برای رفع جهل از آزمایش‌کننده یا شخص دیگری است یا این‌که برای به فعلیت رسیدن استعدادهاست؛ پس آزمایش مقدمه است نه هدف، خودش مطلوبیت ذاتی ندارد.

اكنون ببینیم كه آیا هر نتیجه‌ای كه بر آزمایش مترتّب شود، اصالتاً مطلوب است یا یکی از نتایج اصالتاً مطلوب است و دیگر نتایج مطلوب بالعرض یا بالتّبع است؟ خدا انسان را می‌آفریند تا او را سر دوراهی قرار دهد تا یکی را انتخاب کند؛ آیا برای هدف الاهی هر دو راه مساوی است یا نه، یکی اصالتاً مورد نظر است و دیگری چون ملازم با آن است، بالعرض منظور است؟

آیا خدا انسان را اصالتاً می‌آفریند تا به جهنّم ببرد یا برعکس، می‌آفریند تا به بهشت ببرد و آن بهشت از راه عمل اختیاری به دست می‌آید؟ البته موجود مورد آزمایش باید مختار باشد و لازمه‌ی اختیار این است که دو راه پیش روی باشد؛ پس یکی مقصود بالاصاله است و دیگری مقصود بالتّبع.

شاید بتوان از آیه‌ی 120 از سوره‌ی هود استفاده کرد که هدف اصلی، رحمت الاهی است. در بعضی آیات هر دو در عرض هم ذکر شده و حتّی گاهی عذاب مقدم شده؛ چون در مقام انذار بوده است:

"إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولاً. لِیُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَیَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا؛ ما امانت (تعهد، تكلیف، و ولایت الاهیه) را بر آسمان‌ها و زمین و كوه‌ها عرضه داشتیم، آن‌ها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش كشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم كرد)!" (احزاب، 73ـ72) هدف این بود كه خداوند، مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب كند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان با ایمان بفرستد؛ خداوند همواره آمرزنده و رحیم است!

خدا امانت را (که تکلیف است یا مقدماتش را که عقل است یا نتایجش را که تقرّب به خداست) بر دوش انسان گذاشت تا خدا منافقین و مشرکین و... را عذاب کند و مؤمنان... را مورد رحمت قرار دهد.

باری، می‌توان گفت دو هدف هست: رحمت و عذاب، و یا گفت: هدف رحمت است و عذاب لازمه‌ی آن.

خوب، وقتی انسان از این دنیا رفت و مورد رحمت قرار گرفت، آیا بعد از آن هدفی برای انسان هست؟

گفتیم در آن عالم تکامل بدین معنا وجود ندارد؛ پس آنچه به او می‌رسد، همان است که بعد از تسویه‌ی حساب به او می‌رسد و کار یکسره خواهد بود بدون تغییر، کسانی که در دار رحتمند: "خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا". (نساء، 122) و آن‌هایی هم که در دار عذابند: "خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا". (نساء، 169)

پس برای موجود اخروی بعد از ورود در عرصه‌ی نهایی و گذراندن عرصات مقدماتی، تحوّلی وجود ندارد و هدف بالاتری وجود نخواهد داشت.

امّا سؤال می‌شود كه خدا چرا این کار را می‌کند؟ درست است که دیگر غایتی برای مخلوق نیست؛ امّا هدف خدا چیست که عذاب و رحمت بی‌نهایت می‌دهد؟ پاسخ این است كه انجام این كارها مقتضای صفات اوست، و به دیگر سخن: هدف او، عین ذاتش می‌باشد؛ پس می‌توان گفت: هدف نهایی برای انسان، عبارت است از رحمت بی‌پایان، و امّا عذاب مقصود بالتّبع است. هدف آفرینش جهان، پیدایش انسان و هدفِ آفرینشِ انسان، امتحان اوست تا از راه امتحان بندگی را برگزیند:

"وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای این‌كه عبادتم كنند." (ذاریات، 56)

هدف راه مستقیم است:

"وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ؛ و این‌كه مرا بپرستید كه راه مستقیم این است؟!" (یس، 61) ولی چون اختیار است، باید کوره راه هم باشد، و راه‌ها به نتایج اخروی منتهی می‌شود، یا به رحمت ویژه‌ی الاهی که هدف بالاصاله است و یا عذاب الاهی که هدف بالتبع است.

منبع:  موسسه امام خمینی

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان