تبلیغات
وبلاگ جامع اهل بیت - ضوابط منطقی قیاس اقترانی
وبلاگ جامع اهل بیت

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ





ضوابط منطقی قیاس اقترانی

قیاس اقترانی در هر حالتی منتج نیست. انتاج هر یك از شكل‌های آن، بستگی به شرایط و ضوابط منطقی خاصی دارد. این شرایط را به دو قسم می‌توان دسته‌بندی كرد: شرایط عمومی قیاس، شرایط اختصاصی هر یك از شكل‌ها. باید دانست فقدان هر یك از این ضوابط، موجب «عقیم» و «ابتر» بودن قیاس می‌شود.

شرایط اختصاصی اشكال قیاس اقترانی

هر یك از شكل‌های قیاس اقترانی برای انتاج، دارای ضوابط منطقی خاصی است كه مجموع شرایط هر شكلی تنها به همان شكل اختصاص دارد.

شكل اول:روشن‌ترین شكل قیاس اقترانی، شكل نخست است كه حد اوسط در صغرا محمول و در كبرا موضوع است. این شكل دارای دو شرط است:1.موجه بودن صغرا؛2.كلیت كبرا؛ بنابراین در شكل اول از میان ضرب‌های شانزده‌گانه تنها چهار حالت منتج است و باقی ضرب‌ها عقیم و ابتر است...

أ:صغرا و كبرا هر دو موجبه كلی باشد؛ مانند «هر انسانی حیوان است. هر حیوانی حساس است. پس هر انسانی حساس است». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. هر ب ج است. پس هر الف ج است»؛

ب:صغرا موجبه كلی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند«هر انسانی متفكر است؛ هیچ متفكری گل نیست. پس هیچ انسانی گل نیست». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از:«هر الف ب است. هیچ ب ج نیست. پس هیچ الف ج نیست»؛

ج:صغرا موجبه جزئی و كبرا موجبه كلی باشد؛ مانند «بیشتر ایرانیان مسلمانند. هر مسلمانی معادباور است. پس بیشتر ایرانیان معاد باورند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از:«برخی از الف‌ها ب‌اند. هر ب ج است. پس برخی از الف‌ها ج‌اند»؛

د:صغرا موجبه جزئی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند «برخی از كواكب ستاره‌اند. هیچ ستاره‌ای فاقد نور نیست. پس برخی از كواكب فاقد نور نیستند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است:«برخی از الف‌ها ب‌اند. هیچ ب ج نیست. پس برخی از الف‌ها ج نیستند».

ازآن‌جا كه از شكل اول تمام قضایای محصوره را می‌توان استنتاج كرد، به این شكل از قیاس اقترانی، «شكل كامل» و «شكل فاضل» نیز می‌گویند.

شكل دوم:در این شكل از قیاس اقترانی حد اوسط در هر دو مقدمه، محمول واقع شده است. انتاج این شكل - بر خلاف شكل اول - بدیهی نیست و نیازمند اثبات است. ضروب منتج شكل دوم را باید با استفاده از شكل اول كه انتاج در آن بدیهی است، اثبات كرد. قیاس اقترانی شكل دوم دارای دو شرط است:1.اختلاف دو مقدمه در كیف (سلب و ایجاب)؛2.كلیت كبرا؛ بنابراین بر اساس ضوابط عمومی قیاس و شرایط اختصاصی مذكور از میان ضرب‌های شانزده‌گانه، حالت‌های منتج این شكل عبارت است از:

أ.صغرا موجبه كلی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند «هر كاتولیكی مسیحی است. هیچ مسلمانی مسیحی نیست. پس هیچ كاتولیكی مسلمان نیست». ساختار صوری این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. هیچ ج ب نیست. پس هیچ الف ج نیست»؛

ب.صغرا موجبه جزئی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند «بعضی از انسان‌ها عادلند. هیچ ظالمی عادل نیست. پس برخی از انسان‌ها ظالم نیستند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «برخی از الف‌ها ب‌اند. هیچ ج ب نیست. پس برخی از الف‌ها ج نیستند»؛

ج.صغرا سالبه كلی و كبرا موجبه كلی باشد؛ مانند «هیچ انسانی خونخوار نیست. هر گرگی خونخوار است. پس هیچ انسانی گرگ نیست». ساختار صوری این ضرب عبارت است از: «هیچ الف ب نیست. هر ج ب است. پس هیچ الف ج نیست»؛ 

د.صغرا سالبه جزئی و كبرا موجبه كلی باشد؛ مانند «برخی از حیوانات زیبا نیستند. هر آهویی زیباست. پس برخی از حیوانات آهو نیستند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «برخی از الف‌ها ب نیستند. هر ج ب است. پس برخی از الف‌ها ج نیستند».

شكل سوم: در قیاس اقترانی شكل سوم، حد اوسط در هر دو مقدمه، موضوع واقع شده است. در این شكل، دو شرط وجود دارد: 1. موجبه بودن صغرا؛‌ 2. كلیت یكی از مقدمه‌ها.

باید توجه  داشت كه در این شكل، نتیجه قیاس همواره جزئی است و انتاج در آن نیز - مانند شكل دوم - بدیهی نیست و نیازمند اثبات است. ضروب منتج این شكل را باید با استفاده از شكل اول اثبات كرد. بر اساس ضوابط عمومی قیاس و شرایط خاص شكل سوم از میان ضروب شانزده‌گانه، ضرب‌های منتج این شكل عبارتند از:

أ.صغرا موجبه كلی و كبرا موجبه كلی باشد؛ مانند «هر انسانی حیوان است. هر انسانی متفكر است. پس برخی از حیوانات متفكرند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. هر الف ج است. پس برخی از ب‌ها ج‌اند»؛

ب.صغرا موجبه كلی و كبرا موجبه جزئی باشد؛ مانند «هر گلی زیباست. برخی از گل‌ها سرخند. پس برخی زیباها سرخند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. برخی از الف‌ها ج‌اند. پس برخی از ب‌ها ج‌اند»؛

ج.صغرا موجبه كلی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند «هر انسانی حیوان است. هیچ انسانی اسب نیست. برخی حیوانات اسب نیستند». ساختار صوری این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. هیچ الفی ج نیست. پس برخی ب‌ها ج نیستند»؛

د.صغرا موجبه كلی و كبرا سالبه جزئی باشد؛ مانند «هر دانشمندی انسان است. برخی از دانشمندان متعهد نیستند. پس برخی از انسان‌ها متعهد نیستند». صورت منطقی این ضرب عبارت است از: هر الف ب است. برخی الف‌ها ج نیستند. پس برخی ب‌ها ج نیستند»؛

هـ.صغرا موجبه جزئی و كبرا موجبه كلی باشد؛ مانند «برخی از انسان‌ها شاعرند. هر انسانی حساس است. پس برخی از شاعران حساسند». ساختار صوری این ضرب عبارت است از: «برخی الف‌ها ب‌اند. هر الف ج است. پس برخی ب‌ها ج‌اند»؛

و.صغرا موجبه جزئی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند «بعضی انسان‌ها تیزهوشند. هیچ انسانی ستاره نیست. پس بعضی تیزهوش‌ها ستاره‌ نیستند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «برخی الف‌ها ب‌اند. هیچ الف ج نیست. پس برخی ب‌ها ج نیستند».

شكل چهارم: در شكل چهارم قیاس اقترانی، حد اوسط در صغرا موضوع و در كبرا محمول واقع شده است (درست بر خلاف جایگاهی كه در شكل اول دارد). بعیدترین شكل به لحاظ وضوح و روشنی انتاج، این شكل است. انتقال ذهنی از مقدمات به نتیجه بسیار دشوار و به‌طور كامل، با منطق تكوینی و فطری انسان مخالف است. به همین دلیل، برخی از منطقیون در آثار خود سخن از شكل چهارم به میان نیاورده‌اند.

برخی از كسانی كه شكل چهارم را مورد بحث قرار داده‌اند، درباره شرایط اختصاصی انتاج آن گفته‌اند یا مقدمات اختلاف در كیف داشته و یكی از آن‌ها كلی باشد و یا هر دو مقدمه، موجبه و صغرا كلی باشد. بر این اساس، ضرب‌های منتج شكل‌ چهارم عبارت است از:

أ.هر دو مقدمه موجبه كلی باشد؛ مانند «هر انسانی حیوان است. هر ناطقی انسان است. پس برخی حیوان‌ها ناطقند». ساختار صوری این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. هر ج الف است. پس برخی ب‌ها ج‌اند»؛

ب.صغرا موجبه كلی و كبرا موجبه جزئی باشد؛ مانند «هر انسانی متفكر است. برخی حیوان‌ها انسانند. پس برخی از متفكر‌ها حیوانند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. برخی ج‌ها الف هستند. پس برخی ب‌ها ج‌اند»؛

ج.صغرا موجبه كلی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند «هر انسانی حیوان است. هیچ اسبی انسان نیست. پس برخی حیوانات اسب نیستند». ساختار صوری این ضرب عبارت است از: «هر الف ب است. هیچ ج الف نیست. پس برخی ب‌ها ج نیستند»؛

د.صغرا سالبه كلی و كبرا موجبه كلی باشد؛ مانند «هیچ انسانی پرنده نیست. هر متفكری انسان است. پس هیچ پرنده‌ای متفكر نیست». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «هیچ الف ب نیست. هر ج الف است. پس هیچ ب ج نیست»؛

هـ.صغرا موجبه جزئی و كبرا سالبه كلی باشد؛ مانند «بعضی حیوان‌ها سیاهند. هیچ سنگی حیوان نیست. پس برخی سیاه‌ها سنگ نیستند». ساختار منطقی این ضرب عبارت است از: «برخی الف‌ها ب‌اند، هیچ ج الف نیست. پس برخی ب‌ها ج نیستند».

منبع: 
موسسه امام خمینی

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : احسان علیمحمدی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان